تبلیغات

آرتیک

معماران دانشگاه پرند - داستان اخراج بهلول دانا
معماران دانشگاه پرند
زندگی کوتاه است هنر طولانی است معماری اسلامی بی انتهاست!

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

داستان اخراج بهلول دانا

حتما درگیری پسری از دانشجویان معماری با بهلول مستخدم سابق دانشگاهمان وقضایای پرتاب صندلی بهلول را دیده اید یا لااقل تعریفش را شنیده اید.مدتی پس از اینکه این دعوا با پادرمیانی بزرگان دانشگاه و آشتی پسرک ظاهرا به پایان رسیده بود اتفاقاتی رخ داد که ما را برای همیشه از دیدار با بهلول محروم کرد.این اتفاقات یک سال پس از وقوع توسط یکی از شهود عینی ماجرا برای اینجانب نقل شد که من این واقعه را در غالب داستانی کوتاه برای شما نقل می کنم:
آورده اند که روزی پسرک در جمعی ادعا می کرد تا به حال هیچکس نتوانسته گولش بزند.از قضا بهلول در آن جمع بود و به پسرک گفت به اندازه الاغ من هم شعور نداری ایکی ثانیه گولت می زنم .پسرک که عصبانی بود گفت:چون نمیتونی این شرو ور هارو میگی؟.بهلول گفت:حیف که الان یه کار فوری فوتی دارم والا طوری گولت میزدم که دکتر هم بهت بخنده.پسرک که با شنیدن این حرف بسیار عصبانی شده بود گفت:اگه راست می گی حاضری بری و کارتو انجام بدی و برگردی؟
بهلول پذیرفت و گفت:پس همین جا منتظر باش که سریع بر می گردم تا ضایعت کنم.بهلول از دانشگاه رفت و دیگر برنگشت.پسرک که پس از یک ترم معطلی فهمید که از بهلول دیوانه گول خورده برای اینکه دکتر مسخره اش نکند رفت وبه همه گفت دیدید چطوری بهلول رو از دانشگاه انداختم بیرون!

درباره وبلاگ

دانلود مجله معماری، مقالات دانشجویی،معرفی کتب معماری،پروژه های دانشجویی،دانلود كامپوننت اسكچاپ ،دانلود بلوك مبلمان اتوكد،آموزش نرم افزارهای معماری و....
مدیر وبلاگ : امیر حسین علی مددی

آخرین پست ها

خبر نامه پرندی





Powered by WebGozar

ویراستار

پیمان نجم آبادی (عمو پیمان)

جستجو

نظرسنجی

  • مطالب چطوره ؟





نویسندگان

این صفحه را به اشتراک بگذارید